... بَچـــِّــ ـهـ مـَـ ــذهَبـــــ ــی ...

یاحق ؛ سلام ، ازاینکه وبلاگ من رو برای مطالعه انتخاب کردید، ممنونم ؛ امیدوارم لحظات خوبی را در وبلاگ من سپری کنید...

... بَچـــِّــ ـهـ مـَـ ــذهَبـــــ ــی ...

یاحق ؛ سلام ، ازاینکه وبلاگ من رو برای مطالعه انتخاب کردید، ممنونم ؛ امیدوارم لحظات خوبی را در وبلاگ من سپری کنید...

... بَچـــِّــ ـهـ  مـَـ ــذهَبـــــ ــی ...

باسلام...
و اما یک توضیح مختصر :

در این وبلاگ سعی کردم مطالب معنوی و مفیدی بگذارم .

قانون خاصی ندارم اما حرف نا مربوط ، نامناسب و غیراسلامی مطلقا نداریم ؛ توهین هم تو مراممون نیست...

راستی برای لایک کردن مطالب باید عضو باشید یا هم همینجا عضو بشید ؛ اما کامنت میتونید بذارید...

درضمن من تو مدت درس و دانشگاه جمعه ها سر میزنم و وبلاگ رو به روز میکنم و مطالب جدید تر میذارم...

؛ دیگه همین...

... خوش اومدید ...

آخرین نظرات
  • ۲۶ آبان ۹۵، ۱۸:۵۳ - سجاد مقید
    عالی
  • ۹ مرداد ۹۵، ۱۵:۴۸ - نسل چهارمی
    +++

تاریخ تکــــــــــــرار می شود...

جمعه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۴، ۰۳:۴۲ ب.ظ

حقیقتش ماجرا برمی‎‌گردد به بیش از هزار سال پیش، در کوچه پس کوچه‌های قرن،

نشانی دقیقش را بخواهی، گمانم مدینه بود، انتهای یک کوچه‌ باریک که اهل مدینه به آن بنی‌هاشم می‌گفتند، ته کوچه یک خانه... .

اگر پیدا نکردی افق نگاه حسین (ع) را بالای نی که بگیری به همان‌جا می‌رسی. اصلاً چشمانت را هم که ببندی بوی دود همه‌جا را گرفته است.

حالا کم‌کم نزدیک می‌شوی، هرم آتش سینه‌ات را می‌سوزاند و حرارتش صورتت را سرخ می‌کند. این تازه اول ماجراست. قصه از همین‌جا شروع می‌شود؛ هرچه هست پشت این در است.

قتلگاه همان خانه است و کربلا انتهای همان کوچه.

حرامیان از همین‌جا آتش زدن را یاد گرفتند و از همین جا کتک زدن را، اولین گوشواره‌ها در همین کوچه‌ها به زمین افتاد و اولین شش ماهه پشت همین در پرپر شد.

حالا سیاهی دود را که بگیری، کمی جلوتر از پیچ ‌و ‌خم سال‌ها و ماه‌ها که بگذری به یک صحرا می‌رسی و یک گودال که همه‌چیز و همه‌کس در آن تمام می‌شود‌‌.

تاریخ تکرار می‌شود، گوشواره، سوختن اما این بار دختر سه‌ساله و خیمه‌ها هستند که قربانیان این حوادث می‌شوند. بی‌خود نیست زینب (س)، حسین (ع) را غارت‌شده‌ی روز دوشنبه می‌داند.[۱]

تاریخ در گودال قتلگاه می‌ایستد و زمان در علقمه زمین می‌خورد و محبت با مسمار پاره‌پاره می‌گردد.

حقیقتش ماجرا به آینده برمی‌گردد؛ در کوچه پس کوچه‌های قرن، در پیچ و تاب تاریخ نشانی دقیقش را بخواهی من آن‌قدر لایق نبودم که بدانم اما اگر پیدا نکردی کافی است به ناله‌های پشت در خوب گوش دهی، مادری پسرش را صدا می‌زند.[۲]

ــــــــ
[۱] بعد از کشته شدن حضرت حسین (ع)‌‌‌‌‌‌‌‌‌، زینب کبری (س)‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ناله‌هایی برآورد که یکی از آن‌ها این بود: «بابی‌ من ‌اضحی‌ عسکره ‌فی‌ یوم‌ الاثنین؛ پدرم فدای آن‌کس که در روز دوشنبه خیمه‌اش را غارت نمودند»؛ این در حالی است که طبق نقل‌های مختلف واقعه‌ عاشورا در روز جمعه یا شنبه اتفاق افتاده است و روز دوشنبه روز تشکیل شورای نحس سقیفه است. لهوف سیدبن‌طاووس، فصل دوم، ص۱۸۳

[۲] طبق نقل علامه‌ی عالی‌قدر، عبدالحسین امینی، در کتاب شریف الغدیر حضرت زهرا (س) هنگامی‌که بین در و دیوار قرار گرفتند فرزند خودشان، حضرت مهدی (عج)‌‌‌‌‌‌‌‌‌، را صدا زدند.


تارخ تکرار مبشود...

۹۴/۱۲/۲۱

نظرات  (۶)

۲۳ اسفند ۹۴ ، ۱۴:۴۴ رهــــــــا פـــֿــــانـــــوҐ
لایک
پاسخ:
.........
۲۲ اسفند ۹۴ ، ۱۰:۲۱ ❤منتـــظر المـهـدی❤
عالی
پاسخ:
....
۲۲ اسفند ۹۴ ، ۰۷:۵۹ رفیق خاموش
اللهم عجل لولیک الفرج


اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِکَ...
من هم می خواستم چنین چیزی بنویسم، ممنون از زحمت تون

انشاءالله که از این تکرار ها درس بگیریم
پاسخ:
خواهش میکنم ...
ان شاءالله...
۲۱ اسفند ۹۴ ، ۱۵:۵۱ نویسنده عشق
سلوم :) وبتون عالیه :) اگه میشه به وب منم سر بزنین :) اینم ادرسش :)
nofaz.blog.ir
اگه دوسداشتین منو با اسم عشق و ادرس بالا لینک کنین :)
موچکرم :)
پاسخ:
سلام خانومی شما دنبال میشید...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی