... بَچـــِّــ ـهـ مـَـ ــذهَبـــــ ــی ...

یاحق ؛ سلام ، ازاینکه وبلاگ من رو برای مطالعه انتخاب کردید، ممنونم ؛ امیدوارم لحظات خوبی را در وبلاگ من سپری کنید...

... بَچـــِّــ ـهـ مـَـ ــذهَبـــــ ــی ...

یاحق ؛ سلام ، ازاینکه وبلاگ من رو برای مطالعه انتخاب کردید، ممنونم ؛ امیدوارم لحظات خوبی را در وبلاگ من سپری کنید...

... بَچـــِّــ ـهـ  مـَـ ــذهَبـــــ ــی ...

باسلام...
و اما یک توضیح مختصر :

در این وبلاگ سعی کردم مطالب معنوی و مفیدی بگذارم .

قانون خاصی ندارم اما حرف نا مربوط ، نامناسب و غیراسلامی مطلقا نداریم ؛ توهین هم تو مراممون نیست...

راستی برای لایک کردن مطالب باید عضو باشید یا هم همینجا عضو بشید ؛ اما کامنت میتونید بذارید...

درضمن من تو مدت درس و دانشگاه جمعه ها سر میزنم و وبلاگ رو به روز میکنم و مطالب جدید تر میذارم...

؛ دیگه همین...

... خوش اومدید ...

آخرین نظرات
  • ۲۶ آبان ۹۵، ۱۸:۵۳ - سجاد مقید
    عالی
  • ۹ مرداد ۹۵، ۱۵:۴۸ - نسل چهارمی
    +++

۶۵ مطلب با موضوع «محرم» ثبت شده است

* خواستم این اربعین را کربلا باشم، نشد

از نجف، پای پیاده... کربلا باشم، نشد

رأس ساعت،

پخش زنده،

ارتباط مستقیم ...

خواستم همراهتان تا کربلا باشم، نشد...

زائران بین نمازی در حرم یادم کنید

 
هر نمازی خواستم در کربلا باشم...نشد

کار دستم داد آخر قلب ناپاکم ، حسین ...

اربعین ، پای پیاده ، رفت از دستم حسین ...*


۱۱ نظر ۰۶ آذر ۹۴ ، ۱۹:۱۵

یا رقیه بنت الحسین (ع)
مـرد میـخواهد بفهـمد معنی این درد را

از دیار شام تا کوفه دویدن ،ساده نیست...



◾▪❤▪◾

وقتی که پدر سه ساله اش را می دید

هفتاد و دو سر به روی نی می لرزید

شلاق و شب و تاول سرخ پایش...
تنها به خدا فقط خدا می فهمید...



◾▪❤▪◾

...تسلیت آقا جان...

۴ نظر ۲۵ آبان ۹۴ ، ۲۱:۵۱

دخترِ فاطمه ! بازار! خدارحم کند

چادرِ پاره و انظار خدا رحم کند

ما که از کوچه فقط خاطره بد داریم

شود این حادثه تکرار خدارحم کند

یک زن و قافله و خنده نامحرم ها

بر اسیران گرفتار خدا رحم کند

۵ نظر ۲۲ آبان ۹۴ ، ۱۷:۳۲

خداحافظ محرم...

مُحَرَّم جان؛ خدانگهدارت!...✋
نمى دانم دوباره تو را
خواهم دید یا نه؟!...
اما☝


اگر وزیدى و از سَرِ کوى من گذشتى........
سلامَم را به ارباب برسان!...

بگو همیشه برایَت مشکى به تَن مى کرد
و دوست داشت نامَش با نام تو عجین شود!...

گرچه جوانى مى کرد،
اما به سَرِ سوزنى هم که شده،
تو را از تَهِ دل دوست داشت!...
با روضه، صفا مى کرد و
سَرَش درد مى کرد براى نوکرى!...


مُحَرَّم جان؛ تو را
به خدا مى سپارم!...
و دلم شور مى زند
براى "صَفر"ى
که از "سَفَر" مى رسد!...

۴ نظر ۲۱ آبان ۹۴ ، ۱۹:۰۷

شـــــب آخـــر دلـــم گـــــردیده بـــی تــاب
خـــــــــــــــداحـــافظ محــــرم ، مــاه اربــاب


۲ نظر ۲۱ آبان ۹۴ ، ۱۹:۰۰

کاش کوفیان همین اندازه مرد بودند

مردی به بزرگی این کودک

...

۳ نظر ۱۰ آبان ۹۴ ، ۱۱:۲۱


دنیای بی حسین

۴ نظر ۰۸ آبان ۹۴ ، ۱۱:۳۳

نقاش اسب را که زمینگیر می کشد
یا چهره ی عموی مرا پیر می کشد

بی آب، مشک را و علم را بدون دست
یا چشم را حوالی یک تیر می کشد

از لا به لای نیزه و از لا به لای تیر
کفتار را به سینه ی یک شیر می کشد

موضوع قصه چیست چه خوابی است دیده ام؟
احساس می کنم کمرم تیر می کشد...

باید که خون گریست زمین ناله می کند
یک دشت را برای تو پُر لاله می کند

۳ نظر ۰۱ آبان ۹۴ ، ۱۶:۱۲

مرگ و مشک و ماه
مشک تشنه
ماه تشنه
خیمه‌گاه تشنه‌تر
ماه از میان نخل‌های شرمگین گذشت.
چشم‌های مستِ مرگ
مشک و ماه را به آب داد
چشم‌های خویش را به آفتاب
مرگ
همچنان به مشک خیره مانده بود
تیری از کمان پرید
مشک مُرد و
ماه تشنه جان سپرد
خیمه‌گاه، بغض کودکان خویش را
به آسمان سپرد.

مرگ مانده بود و
ماه می‌گذشت
شط
ـ هنوز تا همیشه ـ
رو سیاه می‌گذشت


منبع:

http://shereabalfazl.blogfa.com/

شاعر:

ضیاءالدین شفیعی

۱ نظر ۰۱ آبان ۹۴ ، ۱۶:۰۵

سلام

دیشب شب تاسوعا بود

ما هم رفتیم مراسم سمت خودمون ، هیئت عاشقان ولایت ، واقعا زیبا بود و دلنشین ...

جای همه ی شما خالی...

امروز صبح هم برای مراسم ، رفتیم میدان اصلی شهر ؛ یه دسته ی سینه زنی ازکـــــــــــــــــجا تا کــــــــــــــجا...

وایمیستادی سر و ته دسته رو نمیدیدی...

خیلی باشکوه بود و رسمی...

ما نموندیم تا آخر مراسم ، میخواستیم برگردیم که نمازمون دیر نشه ،

رسیدیم خونه همون موقع اذان گفت و نماز خوندیم...

شب بازهم میریم هیئت عاشقان ولایت...

فردا بعدازمراسم عزاداری روز عاشورا تو منطقه ی خودمون ، باید برم یه جا دیگه...

دعوت شدم نوکری آقا خونه ی یکی از دوستانم

مراسم و عزاداری و شام و ...

خلاصه...

برای اولین بار شوق داشتم که اتفاقای این دوروز رو بنویسم :)

الآنم که دارم این متنو مینویسم یه دسته زنجیر زنی اومده تو کوچمون ، جلودر خونمون اند ...

برای همتون دعا میکنم...

فرداشب حتما یکی دوتا عکس میگذارم تا ببینید...

این عکس پایین هم از خودم نیست ، منبعش مشخصه...

التماس دعاازهمه...

۳ نظر ۰۱ آبان ۹۴ ، ۱۵:۱۶
"اَ لسَّــــــــلٰامُ عَلَیْکََ یٰا اَبَا الْفَضْلِ الْعَبٰاس"


۸ نظر ۲۸ مهر ۹۴ ، ۱۳:۴۲


اربعین ایران بمانم

۶ نظر ۲۳ مهر ۹۴ ، ۲۱:۲۸