... بَچـــِّــ ـهـ مـَـ ــذهَبـــــ ــی ...

یاحق ؛ سلام ، ازاینکه وبلاگ من رو برای مطالعه انتخاب کردید، ممنونم ؛ امیدوارم لحظات خوبی را در وبلاگ من سپری کنید...

... بَچـــِّــ ـهـ مـَـ ــذهَبـــــ ــی ...

یاحق ؛ سلام ، ازاینکه وبلاگ من رو برای مطالعه انتخاب کردید، ممنونم ؛ امیدوارم لحظات خوبی را در وبلاگ من سپری کنید...

... بَچـــِّــ ـهـ  مـَـ ــذهَبـــــ ــی ...

باسلام...
و اما یک توضیح مختصر :

در این وبلاگ سعی کردم مطالب معنوی و مفیدی بگذارم .

قانون خاصی ندارم اما حرف نا مربوط ، نامناسب و غیراسلامی مطلقا نداریم ؛ توهین هم تو مراممون نیست...

راستی برای لایک کردن مطالب باید عضو باشید یا هم همینجا عضو بشید ؛ اما کامنت میتونید بذارید...

درضمن من تو مدت درس و دانشگاه جمعه ها سر میزنم و وبلاگ رو به روز میکنم و مطالب جدید تر میذارم...

؛ دیگه همین...

... خوش اومدید ...

آخرین نظرات
  • ۲۶ آبان ۹۵، ۱۸:۵۳ - سجاد مقید
    عالی
  • ۹ مرداد ۹۵، ۱۵:۴۸ - نسل چهارمی
    +++

۲ مطلب با موضوع «خورشید پنجم امامت» ثبت شده است

شرمنده خورشیدم

شرمنده

دیرآمدم

****

امشب چه قدر مدینه بوی غربت و بی‏کسی می‏دهد!

انگار خاک بی ‏پدری بر سرش ریخته ‏اند.

از هر نقطه، صدای ناله می‏آید.

کوچه ‏ها، خانه ‏ها، دیوارها، پنجره ‏ها همه و همه آرام آرام، مظلومیت کسی را می‏گریند.

صدای لا اله الا اللّه فرشتگان بلند می‏شود.

صدای قدسیان که هم‏ناله با زمینیان، تابوت خورشید پنجم را به سوی بقیع به دوش می کشند.

باز هم بقیع، چه قدر این خاک قداست دارد!

۲ نظر ۳۱ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۱۲

مه وجودش گستره دانش بود و انتشار آن،

امویان را به خاطر کوردلی و ناتوانی‏شان در فهم و ادراک، به ستوه آورده بود.

کرامت به تیره ‏بختان جاهل عرضه می‏کرد تا شاید از طوفان غفلت،

به ساحلِ رستگاری برسند.

وارث دردهای کربلا بود، وارث مظلومیّت سرهای بریده که از سیاه دلی و مکر یزید،

به نیزه رفته بود.

علم لدنی‏ اش، بیدارکننده خاک بود و رسایی خطبه‏هایش لرزه بر اندام هشامیانِ جاه‏طلب می‏انداخت.

باقرالعلوم بود و گسترش‏دهنده و شکافنده دانش.

واکنون...

۰ نظر ۳۱ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۰۴