... بَچـــِّــ ـهـ مـَـ ــذهَبـــــ ــی ...

یاحق ؛ سلام ، ازاینکه وبلاگ من رو برای مطالعه انتخاب کردید، ممنونم ؛ امیدوارم لحظات خوبی را در وبلاگ من سپری کنید...

... بَچـــِّــ ـهـ مـَـ ــذهَبـــــ ــی ...

یاحق ؛ سلام ، ازاینکه وبلاگ من رو برای مطالعه انتخاب کردید، ممنونم ؛ امیدوارم لحظات خوبی را در وبلاگ من سپری کنید...

... بَچـــِّــ ـهـ  مـَـ ــذهَبـــــ ــی ...

باسلام...
و اما یک توضیح مختصر :

در این وبلاگ سعی کردم مطالب معنوی و مفیدی بگذارم .

قانون خاصی ندارم اما حرف نا مربوط ، نامناسب و غیراسلامی مطلقا نداریم ؛ توهین هم تو مراممون نیست...

راستی برای لایک کردن مطالب باید عضو باشید یا هم همینجا عضو بشید ؛ اما کامنت میتونید بذارید...

درضمن من تو مدت درس و دانشگاه جمعه ها سر میزنم و وبلاگ رو به روز میکنم و مطالب جدید تر میذارم...

؛ دیگه همین...

... خوش اومدید ...

آخرین نظرات
  • ۲۶ آبان ۹۵، ۱۸:۵۳ - سجاد مقید
    عالی
  • ۹ مرداد ۹۵، ۱۵:۴۸ - نسل چهارمی
    +++

۱۳ مطلب با موضوع «مولا علی» ثبت شده است

مادر ...

چیزی نمیتوان گفت در مقابل این واژه ی آسمانی ...
آسمانی که ...

نه ...
بهشتی ...

بهشتی ترین واژه ی دنیاست ، مادر ...

در مقابلش چیزی نمیتوانم بگویم ، چیزی هم نمیگویم ...

فقط ...

خدایا ....!!!!!!!!

بالاتر از بهشت هم داری
 ...؟
برای زیر پای مادران سرزمینم میخواهم ...

******************************************************

ولادت با سعادت دخت پیامبر اکرم ، حضرت فاطمه زهرا ؛
روز بانوان ســــــــــــــرزمینم ،
و همچنین ، روز مـــــــــــــــادران کشور سبزم ؛
با تاخیر بسیار ، مبارک...


مادر

پی نوشت :
بابت تاخیرم معذرت میخواهم ، دیروز سرم خیلی شلوغ بود :)

پی ترنوشت :
#عکس از خودم#

پی ترین نوشت :
 سیزده به درتان هم پیشاپیش مبارک باشه ، ان شاءالله کلی به همه خوش بگذره ...
۹ نظر ۱۲ فروردين ۹۵ ، ۲۳:۵۳

حقیقتش ماجرا برمی‎‌گردد به بیش از هزار سال پیش، در کوچه پس کوچه‌های قرن،

نشانی دقیقش را بخواهی، گمانم مدینه بود، انتهای یک کوچه‌ باریک که اهل مدینه به آن بنی‌هاشم می‌گفتند، ته کوچه یک خانه... .

اگر پیدا نکردی افق نگاه حسین (ع) را بالای نی که بگیری به همان‌جا می‌رسی. اصلاً چشمانت را هم که ببندی بوی دود همه‌جا را گرفته است.

حالا کم‌کم نزدیک می‌شوی، هرم آتش سینه‌ات را می‌سوزاند و حرارتش صورتت را سرخ می‌کند. این تازه اول ماجراست. قصه از همین‌جا شروع می‌شود؛ هرچه هست پشت این در است.

۶ نظر ۲۱ اسفند ۹۴ ، ۱۵:۴۲

خبر از یک زن بیمار

شود میمیرم...

مادری دست به دیوار

شود میمیرم...

با زمین خوردن تو...

بال و پرم میریزد...

چادرت را نتکان...

عرش بهم میریزد...



"فاطمیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه رسید"

۱۶ نظر ۰۳ اسفند ۹۴ ، ۱۹:۳۲
جنگ علی (ع) با جنیان شعله به دست
از جمله معجزات آن حضرت، داستانی است که اخبار بسیاری از آن رسیده که حتی علمای اهل تسنن نیز آن را در کتاب های خود آورده اند.
ابن عباس روایت کرده که چون حضرت محمد (ص) برای جنگ با قبیله بنی المصطلق بیرون رفت و قدری از راه را پیمود، وقتی شب هنگام فرا رسید، در جائی
که نزدیک دره ای پر فراز و نشیب بود، فرود آمدند. چون آخر شب شد، جبرئیل بر آن حضرت نازل گشته و خبر داد که گروهی از کفار جنیان در این بیابان کمین کرده و اندیشه بدی نسبت به آن حضرت و یارانش دارند. 
پس رسول خدا (ص) امیرالمؤمنین (ع) را فراخوانده و فرمود: به این دره برو و گروهی از جنیان که از دشمنان خدا هستند سر راه تو ظاهر می شوند و قصد آزار به ما را دارند، پس بوسیله آن نیروئی که خدای عزوجل به تو عنایت کرده است و به کمک نام های ویژه خداوند که فقط تو آن نام ها را می دانی آنان را دفع نما.

۳ نظر ۱۵ آبان ۹۴ ، ۲۰:۵۵

عَلی شاه
عَلی ماه
عَلی راه
عَلی نَصْرُمِن الله
عَلی زِمزِمه ى هَر دِلِ آگاه
عَلی عِینِ یَقینْ است
عَلی بَر هَمه ى خَلْقْ امیرالْمؤمِنینْ است
عَلی کاشِفِ هَر غَم
عَلی بَر هَمه مَرْحَمْ
عَلی ذِکْرِ لَبِ عیسى بن مَرْیَمْ
عَلی هَستى خاتَمْ
عَلی بَرگِ بَراتِ هَمه ى خَلْقْ ز آتَش و جَهَنَّمْ
عَلی اصلِ وجودْ است
عَلی روى سُجودْ است
عَلی مَعدَنِ جودْ است
عَلی رازونیازْ است

۰ نظر ۱۲ مهر ۹۴ ، ۱۷:۵۰

مِهــــرَتــــ زِ اَزَل بِــــــــــــــه بَــــندبَــندَم کَــــــــــردَنــد
تــــــا خــــوبــــــ بِـــه تُــــو عَلاقِـــــــه مَنــــدَم کَـــردَند

مَــــــــن کـــودَکِـــــ نُــــوپـــایِ زَمیــــــن خـــوُر بـــودَم
بـــا جُــــملِــه یِ "یـــــــاعلــــی" بُــلَنـدَم کَـــردَنــــد




( عیــــدتـــــــــــــــــــــــــــون مبـــــــــــــــارکـــــــ  :)

۶ نظر ۱۰ مهر ۹۴ ، ۱۵:۳۰

(: ســـــــــــــــــلام  :)

عیـــــــــــــــد همگیتون مبارک باشه ...

شرمنده که خیلی دیر به دیر میام ،
باورکنید فرصت داشته باشم بیشتر میام .
حتما و لطفا بیایید و نظر بدید .
مطالب قبلی رو اگه نخوندید ، حتما بخونید و از این حرفا ...
ممنون از همه دوستان خوبم...



۱ نظر ۱۰ مهر ۹۴ ، ۱۵:۱۵
۱ نظر ۰۹ مهر ۹۴ ، ۱۴:۰۹
۱ نظر ۲۸ شهریور ۹۴ ، ۱۹:۰۹
***    مُبــــــــــــــــــارَکـ  بـــاشِـــــــــــــــه    ***

۱ نظر ۲۴ شهریور ۹۴ ، ۲۲:۱۶

ببخشید که دیر گذاشتم...

***

وقتی نازل شد حرف هایش شبیه به حرف های معمولی نبود
و با همان کلمات داشت تسبیح خدا را می گفت،پیامبر به او فرمود:
"تا به حال چنین بر من نازل نشده بودی."
جبرئیل نیستم آقا جان
صرصائیلم
خدا فرموده نور را به عقد نور در بیاور
که را به عقد که دربیاورم؟
فاطمه را به عقد علی دربیاور.
رسول خدا فاطمه را در حضور
جبرائیل، میکائیل و صرصائیل به عقد علی درآورد.
آدم بال درمی آورد از ذوق دیدن این همه شاهد
بال دار....
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
بحارالانوار،ج43،ص123
۱ نظر ۲۴ شهریور ۹۴ ، ۱۹:۵۲

کَـــــــــعبِه رَا

نُـــــــــــقرِه بِـــــــکوبَـــــــــند

و ...

سیَاهِـــــــــــــــی بِـــــه تَــــــنَـــــــش
.

.

.

بَــــــــاز هَم بَر دِل او جَـــــــــای

سَـــــــراَنگُـــــــــــــــشتِ

عَـــــــــــــلِــــــــــــــــــــی ســــــــــــت

۱ نظر ۱۱ شهریور ۹۴ ، ۱۹:۱۲