... بَچـــِّــ ـهـ مـَـ ــذهَبـــــ ــی ...

یاحق ؛ سلام ، ازاینکه وبلاگ من رو برای مطالعه انتخاب کردید، ممنونم ؛ امیدوارم لحظات خوبی را در وبلاگ من سپری کنید...

... بَچـــِّــ ـهـ مـَـ ــذهَبـــــ ــی ...

یاحق ؛ سلام ، ازاینکه وبلاگ من رو برای مطالعه انتخاب کردید، ممنونم ؛ امیدوارم لحظات خوبی را در وبلاگ من سپری کنید...

... بَچـــِّــ ـهـ  مـَـ ــذهَبـــــ ــی ...

باسلام...
و اما یک توضیح مختصر :

در این وبلاگ سعی کردم مطالب معنوی و مفیدی بگذارم .

قانون خاصی ندارم اما حرف نا مربوط ، نامناسب و غیراسلامی مطلقا نداریم ؛ توهین هم تو مراممون نیست...

راستی برای لایک کردن مطالب باید عضو باشید یا هم همینجا عضو بشید ؛ اما کامنت میتونید بذارید...

درضمن من تو مدت درس و دانشگاه جمعه ها سر میزنم و وبلاگ رو به روز میکنم و مطالب جدید تر میذارم...

؛ دیگه همین...

... خوش اومدید ...

آخرین نظرات
  • ۲۶ آبان ۹۵، ۱۸:۵۳ - سجاد مقید
    عالی
  • ۹ مرداد ۹۵، ۱۵:۴۸ - نسل چهارمی
    +++

قهـــــــــــــرمان واقعی

جمعه, ۲۷ شهریور ۱۳۹۴، ۰۶:۲۳ ب.ظ
کلاس چهارم یادتونه توی کتاب درسیمون یه پسر هلندی بود که انگشتش را گذاشته بود تو سوراخ سد تا سد خراب نشه؟؟؟

قهرمانی که با خاطره اش بزرگ شدیم...

"پطروس"

تازه تو کتاب عکسی هم از پطروس نبود و ما هیچ وقت تصویرش رو ندیدیم...!

هر کدوممون یه جوری تصورش
را کردیم...
که خسته بود ،رنگ پریده، انگشتش کرخت شده بود و... گذشت...
گذشت و دیدم اصلا اسمش پطروس نبود!

بلکه هانس بود.
هانس یک شخصیت تخیلی بود که یک نویسنده آمریکایی
به نام
" مری میپ داچ "نوشته بود. "


بعدها هلندی ها از این قهرمان خیالی که خودشان هم اون را نمی شناختند ،یک مجسمه ساختند.

" خود هلندی ها خبر نداشتند ما نسل در نسل با خاطره پطروس بزرگ شدیم....

خبر نداشتند اگر ما می فهمیدیم پطروسی در کار نبوده ناراحت می شدیم...

اما سرزمین من پر از قهرمان بود...
قهرمان هایی که هم اسم هاشون واقعی بود و هم داستان هاشون...

میخوای اسم چند تاشون را بگم؟
میدونین چیکار کردن که قهرمان شدن؟

❤️ "شهید ابراهیم هادی " جوانی که با لبان تشنه تا آخرین نفس در کانال کمیل ماند
و برای همیشه ستاره ی آنجا شد،
کسی که پوست و گوشتش بخشی از خاک کانال کمیل شده است...

❤️
"حسین فهمیده "
13ساله ای که زیر تانک رفت...


❤️ "حاج محمد ابراهیم همت "سرش را خمپاره برد...

❤️ 3 تا برادر بودن به اسم های: "علی،مهدی،حمید باکری" هیچ کدوم جنازه هاشون برنگشت...

❤️ "مهدی و مجید زین الدین " دوتا برادر که تو یه زمان شهید شدند...

❤️ "حسن باقری "کسی که صدام برای سرش جایزه گذاشت...

❤️ "منصور عالم زاده انصاری" کسی که در ساخت پل بر روی اروند سرش مانند
مولایش امام حسین (ع)
 توسط ترکش موشک های بعثی در فاو (اروند کنار) از بدنش جدا شد.

❤️ "مصطفی چمران " دکترای فیزیک پلاسما از دانشگاه برکلی آمریکا داشت،
اومد لباس خاکی پوشید و توی جبهه دهلاویه شهید شد...

❤️ "سید احمد پلارکی" کسی که همیشه همیشه از قبر مطهرش بوی زیبایی استشمام میشه...

❤️ "حاج حسین خرازی" کسی که وقتی به شهادت رسیدش در عراق جشن عمومی اعلام شد...

❤️ "محمد علی جهان آرا" کسی که تا اخرین توانش با سربازاش جلوی سقوط خرمشهر رو گرفتند ؛ اما ، وقتی شهر سقوط کرد به بچه ها گفت : اگر خرمشر سقوط کرد ، کرد ؛ اما ، نگذارید ایمانتون سقوط کند...



کاش توی بچگیمون به جای گنجاندن داستان های تخیلی ،
 این قهرمان ها را بهمان معرفی میکردند مگه خودمان قهرمان واقعی کم داشتیم؟



پی نوشت :

ممنون از جناب سلیم زاده برای یادآوری شهدای عزیز


۹۴/۰۶/۲۷

نظرات  (۱)

۱۵ بهمن ۹۴ ، ۱۷:۴۶ حاج شهریار سلیم زاده
بسیار عالی بود...
اگه تونستید این شهدا رو هم اضافشون کنید...
شهید سید احمد پلارکی که همیشه همیشه از قبر مطهرشون بوی زیبایی استشمام میشه...
شهید حاج حسین خرازی که وقتی به شهادت رسیدش در عراق جشن عمومی اعلام شد...
شهید محمد علی جهان ارا که تا اخرین توانش با سربازاش جلوی سقوط خرمشهر رو گرفتند ولی وقتی بالاخره شهر سقوط کردش به بچه هاش گفت که اگه خرمشر سقوط کرد ...کرد ....ولی نگذارید ایمانتون سقوط کند...
بازم ممنونم...
پاسخ:
بله حتماباکمال میل
ممنون از شما و نظرپربارتان...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی